سیصد و دهمین کوزه عسل
Time: 8- 9:30
Location: class D
Level: Br s
خیالم راحته که دوره حروف الفبت تموم شده و دیگه نباید غر غر های اینا رو تحمل کنم که آی اینو بلدیم و اونو بلدیم! خوچحال می شینم سر جام و زل می زنم به بچه ها. شونصدتا غایب داریم! عزا می گیرم که من اینا رو وچجوری برسونم آخه؟! این کلاسم و خیلی دوست دارم. از همه کلاس هام بیشتر. بحالن. درک شوخی دارن. باهوشن. با بچه ها قرار می ذاریم از این به بعد هرکی دیر می کنه ۲۰۰ تومن جریمه بده! بعد قرعه کشی می کنیم که که بشه بانک و پولا رو نگه داره! خوشحالم که اسم هدیه و الناز در میاد! هدیه که باهوش کلاسه! الناز هم شیطون کلاس!! برای هر دوشون خوبه که یه مسئولیتی داشته باشن!! الناز ۲ تا اسم داره. تو خونه بهش می گن آتنا. از بس بهش می گفتم الناز کفرش در اومد گفت: آتنا تیچر! آتنا!! منم از اون روز بهش می گم آتناز!!
اونم جیغش می ره به آسمون!! همه چی عالی می گذره. با هم act انجام می دیم٬ شعر می خونیم٬ تمرین حل می کنیم٬ بازی می کنیم...آخر کلاس طاهره میاد و این نامه رو می ده به من: (+) چه دنیایی دارن بچه ها...
Second class
Time: 9:30 - 11
Location: class 205
Level: Gr 1&2
قبل از ورود به کلاس با مامان دو تا از بچه ها سینه به سینه می شم!! مهشید که ۴ جلسه س نیومده و من کم ِ کم سر کلاسشون ۸ تا حرف درس داده م!! اون یکی هم ۲ جلسه غایب بوده و ۴ تا حرف رو نبوده!! منم که حتما باید معجزه کنم واسه اینا دیگه!!!
کلاس خوبی ان. دوسشون دارم. شلوغ نیستن. باهوشن نسبتا. خیلی هم مهربونن. وسطای کلاس می رم بالای سر هدیه. می بینم تو دفترش قلب کشیده! با یه تیر وسطش!! می گه: تیچر؟ می دونین من چرا تو دفترم قلب می کشم؟ می گم نه چرا؟ می گه: چون شما رو خیلی دوست دارم! جا داره که این شکلی شم:
چون تنها بچه ای که فکر می کردم با من مشکلات بنیادی و خانوادگی و ارث بابایی داره همین هدیه س!! جمبل الخالق!! آخر ملاس یکی شون دویده اومده دم میز من می گه: تیچر؟ ما امروز ساعت ۵ می خوایم بریم استخر! شمام میاین؟؟؟!!!!
والا روم نشد بهش بگم من با هـــــــــــــــــــــــیچ آدم آشنایی نمی رم شنا!! وگرنه مگه می شه روی بچه رو زمین انداخت؟!
چه دنیایی دارن بچه ها...
Third class
Time: 11 - 12:30
Location: class 201
Level: Gr 1
فاصله بین دو تا کلاس انقدری توی دفتر هستم که یه لیوان شربت پرتقال رو یه نفس سر بکشم و دوباره بدوم برم سر کلاس. خسته م. له م! و می دونم که واسه این کلاس آخری باید از جونم بگذرم! این کلاس رو اصلا دوست ندارم! کوچیکن. لوسن. یک ریززززززززززز حرف می زنن. همکاری نمی کنن. ولی واقعا باهوشن! مهربون هم هستن ها! خوب بخوام منصف باشم اونان که هی نامه می دن و اخرش میان ماچم می کنن. ولی واقعا خسته م می کنن. آخر کلاس دیگه گلوم پاره می شه بس که جیغ می زنم!! از بس حرف می زنن و فرصت نمی دن که من درس و توضیح بدم براشون باهشون قهر می کنم. می رم می شینم رو صندلی م و می گم دیگه بهتون درس نمی دم! جمع کنین برین خونه تون!! بعد حال می کنم از جذبه م. چون دقیقا حرفم رو به هیچ جاشون حساب نکردن!!
روی تخته یه kite می کشم و وقت می دم بکشن تو دفتراشون. به عادت همیشگی شون یکی یکی دفتراشون رو می گیرن بالا و جیـــــــــــــــــــــغ می زنن که: تیچــــــــــــــــــــــــر؟ قشنگه؟؟؟ و من ماموریت دارم دونه دونه شون رو ببینم و تایید کنم! آتنا بلند می شه می گه: تیچر؟ شما خیلی خوبین! می گم: چرا؟ می گه: آخه ما هر دفه نقاشی می کشیم به مامان بابامون که نشون می دیم نگاه نکرده می کن قشنگه!!انگار می دونن چیه! اما شما نگاه می کنین! چه دنیایی دارن بچه ها....
* همسری داره اذیتم می کنه و دادم و در میاره. اس ام اس مس زنم: خدایــــــــــــــــــــــا بیا منو بخــــــــــور من راحت شم!!!!
بگین چی جواب زده!!! زده: خدا ماموریت خوردنت رو محول کرده به من!!! ![]()
* لذت یعنی اینکه بینی یه نفر تا بی نهایت می تونه مکملت باشه... می تونه تو رو به عرش برسونه...می تونه پر پروازت بشه! لذت یعنی اینکه ببینی یه نفر اخلاق های گندت رو هدایت می کنه...درست جوری که خودت نمی فهمی دقیقا از کجا یک دفعه خوش اخلاق شدی و خندیدی! لذت یعنی اینکه یه نفر چنان زبان تعریفی داشته باشه که بهت احساس بی وزنی بده...حس کنی توی فضایی...انقدر خوبی هات رو قشنگ به زبون بیاره که از نو خودت رو دوست داشته باش...لذت یعنی اینکه همسری بهت بگه: تو ۳ تا صفت خوب داری. ۱: زبون توجیه قوی ای داری! ۲: ذهن کلاسه بندی و مرتبی درای! ۳: سیاست داری! ...لذت یعنی اینکه همسری بهت بگه قوی... بگه رازدار.... و بعد بهت بگه که بهت افتخار می کنه....
* این پست گیلاسی رو دوست داشتم...
*!!!!! A girl worth kissing is not easily kissed
توی فیلم "زن ها فرشته اند" تنها تیکه به درد بخور فیلم اونجایی بود که امین حیایی داره به شریفی نیا می گه : لیلا عشقش کف دستش بود! من هی تلاشی براش نکردم! خودش از اول عاشق بود!! اما این دختره مرموزه! آدم باید کنکاشش کنه! همینه که جلب می کنه منو!! من اینو از خیلی از آدما شنیده م. نه فقط مرد ها که حتی زن ها می خوان که طرفشون راحت به دست نیاد! یه جورایی همون چیزی که معروفه و می گه چیزی که راحت به دست بیاد راحت از دست می ره!! و جالب تر از اون این بود که همسری به اینجای فیلم که رسیدیم یه سقلمه بهم زد و گفت: تو اینجوری بودیا! دست نیافتنی! :)
خرسا شاید گاهی پنجول بزنن! اما معمولا دلای مهربونی دارن :)