اتاقم بنفشه...سرویس خوابم قهوه ای سوخته س...ملافه های سفید و صورتی ٬ صاف و تمیز روی تخت کشیده شده ن...چاردیواری آروم اتاقم انتظار حضور یه عزیز رو می کشه...همه جا بوی گل مریم میاد...هر جای اتاق و که چشم بندازی پره از گل...گل هایی که یادگار بزرگترین شب زندگیمن...شب نامزدی! یه گلدون چارگوش پر از مریم و لیلیوم...دو تا لیوان کوچیک گرد روی لبه ی بالای تختم پر از گل های مینا و گل های تپل سبز و بنفش...من؟ یه تی شرت با نمک آبی و شلوار جین و صندل...موهام رو پشت سرم اون بالا کیلیپس زده م و بقیه ش رو روی شونه هام ولو کرده م...ابروهام نازک و کمرنگن..اینم یه یادگاری دیگه از شب نامزدی! آرایشگری که دست به تیغ بود!...عکس لبخندهای ناب من و تو نشسته روی تن دیوار...دلم دیگه تاب انتظار نداره...
لبه تخت نشستی...با یه پیرهن قهوه ای سوخته و شلوار کتون کرم...صورت هفت تیغ و بوی بولگاری که منو دیوونه می کنه...با نگاهت تک تک حرکات منو دنبال می کنی...تنم از شدت حرارت نگاهت می سوزه...دوربینت روی هر تکونی از من ثابت می کشه و چیک٬ یه عکس می گیره...ذره ذره وجودم پر از لبخنده...پر از آرامش و لذته...احساس می کنم یه عمره باهات بوده م...با اینکه همش سه روز گذشته! می رم...میام...هر بار با یه چیری توی دستم!...میز رو روبروت می ذارم زمین...ظرف میوه رنگارنگ رو می ذارم روش...ظرف شکلات...سینی کافی میکس...همچنان بوی مریم میاد و بولگاری...من مستم...از عشق تو...خونه چه سکوتی داره...تو چه گرمایی داری...من چقدر غرق آرامشم...چقدر....
من همیشه خواب اون شب عجیب رو می بینم...
یه سال گذشت! باور می کنی؟ من و تو یه ساله مال همیم! با هم رفتیم بالا...با هم رفتیم پایین...خندیدیم...اشک ریختیم...گاهی همدیگه رو بوسیدیم...گاهی دل هم رو شیکوندیم...اما هیچوقت٬هیچوقت٬ به عشق هم شک نکردیم!
می بینی؟ هوا بازم سرد شده...و ما با همیم! برای دومین بار دست های سردمون رو به گرمی عشقمون می سپریم...اتاق بوی مریم می ده دوباره.می دونم. تو هم مثل من دلتنگ نابی اون لحظه هایی...اما منم مثل تو دلم و گره زده م به این لحظه های پر التهاب قبل عروسی...چون می دونم سال دیگه همین موقع دلمون برای آخرین روزای عقد کردگی مون تنگ می شه.....
پ.ن: کی می فهمه - جز خودت - که چه آرامشی پشت عکس های اون شب هست؟...۱۲ آذر ۸۶...
پ.پ.ن: گل در بر و می بر کف و معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنین روز غلام است
گو شمع میارید در این جمع که امشب
در محفل ما ماه رخ دوست تمام است...