سیصد و نوزدهمین کوزه عسل
* مامان خرسه داره عکس بچگی منو نشون نی نی ریحان می ده. نی نی ریحان هم داره ذووووووووق می کنه و با دقت زل زده به عکس. بعد ۲ دقیقه می گه: "ماما خشه؟ خاله خشه که دولولو شد ادازه می دی من بللش دُنم؟!" ![]()
پ.ن: من شرمنده م! گفته بودم که این بچه به هرچی ک هست می گه د !!! ![]()
* اسپری بچه خفه کن پیدا کردم!
امروز که رفتم موسسه خانوم "پ" یه لیست انداخت تو بغلم با ۶۰ تا کارنامه! گفت که دیگه شروع کنم به نمره دادن!! منم از اول صبح سر هر کلاسی رفتم گفتم: یه خبر خوش دارم براتون!
خوب که ذوق کردن و بالا پایین پریدن لیست و نشونشون دادم و گفتم قراره بهتون نمره بدم! آی اینا ساکت شــــــــــــــــــــــــــدن! آی اینا ساکت شـــــــــــــدن!!
کلی تهدیدشون کردم که اگه تو این ۱۰ جلسه آخر منو اذیت کنین هیچی بهتون نمره نمی دم! وای کیف کردم! همه شون زبوناشون و گربه خورد! ![]()
همسری می گه به جرم بچه آزاری باید زندانیت کنن! ![]()
* وای این پسر خاله من داره ازدواج می کنه بهدش من هویجوری همش تو بهتم!! اصلا مگه می شه همبازی بچگی های آدم دوماد بشه؟ چه معنی می ده اصلا؟ هان؟ هان؟ هان؟؟؟؟![]()
* همسری رفته بود از این انگور سیاه قلمبه ها گرفته بود که من خیلی دوست دارم. فرداش که "میم" انگورا رو تو خونه مون دید با یه حسرتی بهم نگاه کرد و گفت: خوش به حالت سهیل انقد دوست داره! "ه" گفت : همه تو دوران نامزدیشون اینجوری عاشق و معشوقن! "میم" دوباره یه نگاه به انگورا کرد و گفت: نه! شوهر من هیچوقت عاشق من نبوده. دوسم داشته اما عاشقم نبوده! ... نمی دونستم باید به شکر خدا بشینم بابت تمام گرمایی که از قِبَل عشق سهیل بهم داده ٬ یا دل بسوزونم به حال "میم" که هیچوقت حلاوت شوریدگی عشق رو نچشیده. "میم" دنیای احساسه بی پاسخه...دلم می سوزه...دلم خیلی می سوزه...خدا هیچکس رو گرفتار ازدواج بی عشق نکنه...!
خرسا شاید گاهی پنجول بزنن! اما معمولا دلای مهربونی دارن :)