سیصد و چهل و نهمین کوزه عسل
جدا از اضطرابایی که تو زندگی روزمره همش به آدم سنجاقن و ول نمی کنن اعصاب رو٬ یه سری اضطرابای لحظه ای هستن که من اسمشون رو می ذارم شوک اضطرابی! مثلا آدم همش اضطراب اینو داره که دیر نرسه سر کارش! غذاش نسوزه! چکش پاس شه! دوست دخترش نفهمه با یکی دیگه س!! باباش اونو با پسر همسایه نبینه! کسی بیدار نشه و مچش رو موقع دیدن فیلم بد بگیره!!! بچه ش از رو پله ها نیوفته! ماشینش وسط اتوبان خاموش نکنه! اینا اضطرابایی هستن که آدم و ول نمی کنن. اما حالا نمونه های شوک های اضطرابی٬ به قلم و تحلیل خرس قهوه ای!
البته من فعلا میلم می کشه که فقط ورژن های خیابونیش رو بگم! اگه بعدا میل داشتم بقیه شم می نویسم!
اهم...
(ورژن های خیابونی)
تو یه کوچه خلوت داری واسه خودت راه می ری و غرق شدی تو افکار خودت. بعد یه دفه احساس می کنی یه مرد داره پشت سرت با فاصله کمی راه می ره و کاملا قدم هاش با قدم هات هماهنگن! نه روت می شه برگردی ببینی کیه نه هرچقدر سرعتت رو کم و زیاد می کنی از دستش خلاص می شی! صدبار می میری و زنده می شه تا سر یه خیابون شلوغ مسیرتون از هم جدا شه! شایدم دیدی یوهو در یک لحظه از عقب مسیرهاتون یکی شد!!![]()
مکان: همون کوچه خلوته! تو حال خودتی که می بینی آقا جلوییه که خیلی شیبه معتاداس هی برمی گرده پشت سرش و نگاه می کنه و سرعتش و کم می کنه که تو بهش برسی! هرچی هم میری اینور و اونور کوچه و زیگزاگ می زنی اونم باهات خودش رو هم مسیر می کنه! دقیقا همون اتفاق بالا می افته تا راحت شی! البته...همیشه م آدم راحت نمی شه!![]()
مکان: بازم همون کوچه خلوته!! اینبار یه صدای موتور از پشت سرت میاد که سرعتش خیلی کمه! یه جوره مشکوکی یعنی! بعد یکی دوبار میاد کوچه رو دور می زنه و دوباره برمی گرده! همون حس قلب ایستادگی و تنفس بی تنفس میاد سراغت تا یارو آدرسشو پیدا کنه و بره! شایدم...![]()
چیه؟ خوب بازم تو همون کوچه خلوته دیگه!! سرت تو لاک خودته و هیچی٬ یعنی واقعا هیچی نه می شنوی نه می بینی انقدر که تو خودتی! بعد یوهو یه ماشین پشت سرت دستشو می ذاره رو بووووووووووووق! چون دقیقا داری وسط خیابون پاتیناژ می ری! احساسی که بهت دست می ده وصف نشدنیه نه؟! ![]()
حال ندارم بقیه ش و بگم!
از بس که سر نوشتنش هی پاشدم نشستم٬ پاشدم نشستم! بعدا ایشالا!
بی ربطانه: مادرْ همسر جان (بر وزن مادر شوهر جان!) معتقدن من و همسری مثه بچه های شیر به شیریم!اینجوری:
یا اینجوری:
یا اینجوری:
گاهی اینجوری:
گاهی هم اینجوری:
!!! در کل تکلیفمون با خودمون معلوم نیست الحمدلله!!
بی ربطانه تر: یه طرح داریم که اگه عملیش کنیم خیلی خوب می شه. می خوایم به جای اینکه یه پی سی با همه ابزار و وسیله هاش و میزش بخیریم و کلی جامونو تنگ کنیم ٬ یه کیس بگیریم با یه کیبورد و موس وایرلس! بعد کیس رو وصل کنیم به تی وی! اونوقت یه مانیتور داریم غووووول! دیگه دنبال میز کامپیوتر و فضا هم نیستیم! اقتصادی تر هم هست. فقط می خوام ببینم کسی هست اینجا اینکارو کرده باشه؟ آسیبی به تلویزیون نمی زنه؟ البته بعید می دونم مشکلی داشته باشه. اما اگه تجربه ای دارین ممنون می شم ما را شریک گردانید! ارادتمند شما...کابالوکا!![]()
دیگه خیلی بی ربطانه: یکی بیاد از این خونه داری من فیلم تهیه کنه! یکی بیاد منو تشویق کنه خوب! من دچار عقده کم تشویقی شدم!!
اولا اینکه ما برنج هامون دست نخورده!! جز یه چار بار اونم یا مهمون داشتیم یا من جوگیر شدم خورش پختم! به جاش غذاهای عجیب غریب و اکثرا بدون برنج درست کرده م واسه شام! همسری می گه تو توی خواب آشپزی می کردی خونه مامانت؟
آخه خونه مامان خرسه من اصلا آشپزی نمی کردم! اما الان به طرز عجیبی می تونم از پس آشپزی بربیام! واسه خودم اصلا قابل درک نیست!!چه برسه به اطرافیان!
حالا اعتماد به نفسم چسبیده به سقف هی می خوام مهمون دعوت کنم ه دیگران منو از برق می کشن می گن بشین سر جات!
تنها مشکلی که دارم اینه که وقتی می خوام آشپزی کنم سر فریزر که می رم تشخیص نمی دم این بسته که الان جلومه کجای اقا گوسفنده س!
اینم چندان مهم نیس هان؟!![]()
در کل...
الهی شکرت!![]()
بعدا نوشت:
این روزا دو تا چیز تمام دنیای ما رو برداشته! یکی اخبار غزه٬ یکی روزشمار نزدیک شدن به ۲۲ بهمن!! هیچ اخباری جز این دو تا خبر و برنامه های مستند ان قلاب و اینا آدم نمی شنوه! انگار که دنیا ساکن وایساده و فقط یه طرفش جنگه و یه طرفش جشن پیروزی!! بقیه دنیا هم خوابن! ما ملت ایران نیست خیلی شاد و خوشحال و با روحیه ایم هی هم تصویرهای قشنگ قشنگ از طبیعت و گل و بلبل برامون می ذارن! این بچه های طفل معصوم رو می کنن تو چشم دوربین که یکی شون مغزش پاشیده بیرون٬ یکی شون دل و روده ش پهن زمینه٬ یکی شونم یا چشم نداره یا دست و پا! اصلا هم تو کشور ما بچه زیر ۱۲ سال زندگی نمی کنه که با دیدن این صحنه ها شب خوابش نبره!
منو متهم به سنگدلی نکنین. من خودم از دیدن این صحنه ها فراری ام چون دلش و ندارم ببینم اینهمه آدم دارن زیر بارون بمب و خمپاره تیکه تیکه می شن! ولی با این جوگیری ایرانی ها هم نمی تونم کنار بیام! آره آدم دلش می سوزه. طاقت نداره کشته شدن یه حیوونو ببینه چه برسه به هم نوع خودشو. اما دیگه نه اینجوری! خودمونو یادمون رفته اصلا!
صحت این مطلب و نمی دونم. می گن این خون هایی که می فرستن واسه غزه تنها جایی که نمی ره توی بدن مجروحاس! چون اونا سـ ـنـ ـی ان و ماها شـ ـیـ ـعـ ـه !! اونام خونای ما رو نمی زنن به مریضاشون! اونوقت این کیسه های خون که هرکدومشون٬ فقط کیسه خالی ش٬ قیمت خون بابای آدمه دسته دسته می ره تو سطل آشغال! بعد پولش از کجا می ره؟ از جیب د و ل ت که در حقیقت جیب مردم بدبخت زیر خط فقر ماس! حرفم و اشتباه نفهمین. نمی گم کمک نکنیم. که به قول عطیه دفاع از مردم غزه دفاع از انسانیته! نه دفاع از ح م ا س! که من هیچ اعتقادی به این ح م ا س ندارم! بابای همسری می گه: خدا زیشه هردوشونو بکنه! هم ا س ر ا ئ ی ل رو! هم ح م ا س رو! که یکی غاصب آدم کشه! اون یکی ترسو که خوردشو کرده پشت مردم و داره به کشتن می ده شون! موشک ش رو می ذاره تو یه مدرسه. بعد ا س ر ا ئ ی ل که همون موشک رو می زنه و می خوره به مدرسه اینا می کنن تو بوق و کردنا که آی ا س ر ا ئ ی ل یه مدرسه رو زد و چل تا بچه مردن! تو کاظمین بمب گذاشتن اینهمه آدم کشته شد که ۱۷ تاشون ایرانی بودن. صدا از هیشکی در نیومد. فقط گفتن اینقدر آدم "کشته شدن"!! اونوقت تو غـ ـز ه دماغ هرکی رو بگیرن می شه "شهید"! می گن تو غـ ـز ه هرسال ده روز اول محرم رسم بوده جشن های آنچنانی می گرفتن!! از کجا معلوم گرفتار قهر خدا نشده باشن اصلا؟!
من شخصا اگه بدونم یه پولی رو می دم و صاف می ره تو بیمارستاناشون و صرف دوا و درمون آدمای بیگناه می شه هرچی دارم می دم! اما اگه بدونم می خواد بشه توپ و تانک بیوفته دست ح م اس یا اینکه سر از ناکجا آباد در میاره اصلا حاضر نیستم چیزی پرداخت کنم! تا وقتی می بینم آدمای دور و ور خودم تو مملکت خودم از شدت فقر به خود فروشی می افتن چرا پولمو بدم جایی که نمی دونم کجاس!
۲۲ بـ ـهـ ـمـ ـن هم که نمی دونم امسال چه خبره که از ۲ ماه پیش دارن شلوغش می کنن! هرسال خیلی به خودشون تکون می داد از اول بهمن سر و صداش رو بلند می کردن. فکر کنم غـ ـز ه رو دیدن یاد جوونی های خودشون افتاده ن جو گرفته شون! برن خوش باشن با آتیش بازی ها و الله اکبر های ۲۲ به من شون! مام خوشیم با تورم و خرج زندگی و فقر و فساد! من الله توفیق!!
خرسا شاید گاهی پنجول بزنن! اما معمولا دلای مهربونی دارن :)