سیصد و هفتمین کوزه عسل
شادم...
شاد می باید باشم...
غم نبودش را می گذارم پشت دروازه قلبم...
لبخند می زنم میان اشک...
تو بوده ای...
پیش از اینها...
پیش از تمام این انتصاب روزها....
پیش از تمام این بهانه ها...
تو بوده ای...
تو پدر بوده ای
برای ما
پیش از اینها!
شاد می باید باشم...
غم نبودش را می گذارم پشت دروازه قلبم...
لبخند می زنم میان اشک...
تو بوده ای...
پیش از اینها...
پیش از تمام این انتصاب روزها....
پیش از تمام این بهانه ها...
تو بوده ای...
تو پدر بوده ای
برای ما
پیش از اینها!
پ.ن: ما عشق تو نادیده خریدیم علیا!
پ.پ.ن: "مرد داشتن" لذتی ست که تا نچشی درکش نمی کنی! لذتی بزرگتر حتی از "خانم ِ یک مرد بودن"!!
روزت مبارک مردِ من!!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۷ ساعت 10:51 توسط خرس قهوه ای
|
خرسا شاید گاهی پنجول بزنن! اما معمولا دلای مهربونی دارن :)