سیصد و ششمین کوزه عسل
آخه شماها اگه یه ستیودنت داشتین خوردنـــــــــــــــــــــــی بهدش یه نامه بهتون می داد این شلکی: (+) چیکارش می کردین؟؟ نمی خوردینش؟؟!آخ الهی من قربون اون دست خطش بشم !!
حالا هی بگین من چرا تازگی ها بچه خور شده م!!
امروز رفتم سر کلاسشون اینا رو واسشون بردم: (1) (2) (3) (4) (5) (6) ! خودم کشیدما!
نمی دونین چقــــــــدر ذوق کرده بودن! هم باهاش one girl, two girls اینا رو درس دادم هم how many! عالی یاد گرفتن. توی یکی از کلاس هاشونم اومدم اینا رو با اهنربا بزنم به تخته دیدم ای دل غافل! تخته اینا که تخته وایت برد نیست!! یه شیشه س که پشتشو رنگ کردن!!!!! هیچی دیگه! در به در یه تیکه آهن از اینور کلاس به اون ور کلاس آخرشم زدم به زه پنجره های کلاس!!!! فکر کـــــــــــــــــن!! بعدم راس راس رو شیشه پنجره ها با ماژیک نوشتم!
چَکار کنم خوب؟! امکانات کمبوده!!
اون دفعه ای می خواستم lion رو درس بدم یادم نبود چه شکلی می کشنش! گفتم یکی بیاد بکشه شیر رو! خدایــــــــــــا! فقط آرزوم این بود که می تونستم عکس بندازم ازشون!! :)) آخر خنده بود نقاشی هاشون!!
امروز بهشون گفتم که هفته دیگه می رم مکه و تا ۲ هفته نیستم. دادشون رفت به آسمون!! آخر کلاس که با همه بای بای کردم همین صدف اومده به من می گه: تیچـــــــــــــــــــر؟؟ زیارتتون قبول!! ![]()
پ.ن: میام فقط یه خط می نویسم که یادم نره این روزا روزای خوبی ان! میام دوره می کنم که بدونم باید بخندم و خوشحال باشم و راضی از پیشرفتی که دارم می کنم. میام نشون می ذارم که یادم بره چقدر دلم تنگه...چقدر غم تو دلمه...ببخشید که رنگ تصنعی داره خنده هام!
"..& she's the girl
with her "middle finger" in the air
because for once..
she doesn't f.u.c.k.i.n.g care.."
اگه منم اینجوری بودم عالی بود!
خرسا شاید گاهی پنجول بزنن! اما معمولا دلای مهربونی دارن :)