نودمین کوزه عسل
امشب
ساعت نمیدانم چند است
اما کسی دست برده است توی سینهام
تا چیزی را
تا چیزی را از تپیدن بازبدارد.
آه،
برای مردی ایستاده بر لبهی اندوهی ژرف دعا کنید...
ساعت نمیدانم چند است
اما کسی دست برده است توی سینهام
تا چیزی را
تا چیزی را از تپیدن بازبدارد.
آه،
برای مردی ایستاده بر لبهی اندوهی ژرف دعا کنید...
پ.ن: دلم می خواد جای یه کلمه رو عوض کنم...
"برای دختری ایستاده بر لبه ی اندوهی ژرف دعا کنید..."
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ساعت 21:26 توسط خرس قهوه ای
خرسا شاید گاهی پنجول بزنن! اما معمولا دلای مهربونی دارن :)