سیصد و هشتاد و نهمین کوزه عسل
در زندگانی انسان های مختلف به چیز میز های مختلف حساسیت دارن! یکی به سیگار حساسیت داره٬ یکی به گرده گل٬ یکی به بادمجون٬ یکی به فلفل٬ یکی به زن٬ یکی به مرد٬ یکی به بچه٬ یکی به من!!! من خودم به پول حساسیت دارم!! کلا پول که ببینم کهیر می زنم! حالا درمونش چیه؟؟ اینکه یه جوری از خودم دورش کنم. مهم نیست چه جوری! باید دور شه در کل! مثلا امروز با این صورتی و خواهرش رفتیم بازار رضا. من چیزی نمی خواستمااااااا!!! فقط بدجوری از این پوله تو دستم داشتم کهیر می زدم!! اصلا از وقتی حقوق این ماهم رو گرفته بودم همه جام می خارید!! این شد که به زوووووووووووووور هم که شده یه مانتو٬ یه پیرهن٬ ۳ تا دامن٬ یه تاپ و یه بیـــــــــــب خریدم اومدم خونه!!! چیزی لازم نداشتماااااا!
کلا هروقت نسبت به پولاتون حساس شدین بدینش دست من سه سوت واستون می فرسمش اونجا که عرب نی انداخت!!!
فقط جان قهوه ای دست و پام و نگیرین می خوام خودم و خلاص کنم!!! کوش اون قمه ی دسته قرمزم؟؟؟
تازه فکر می کنین مصیبت به همینجا ختم می شه؟؟ (اینا همه شون در دنیای واقع خیلی نازن ها! تو این عکسه بی ریخت افتادن!
) خوب من مگه نباید واسه اون ماتوهه روسری بخرم؟؟ بعد مگه اون رنگ رو می شه با کفش مشکی پوشید؟ نباید برم واسش کفش هم بخرم؟؟
اون دامن سفیده رو چی کار کنم؟ دامن سرمه ای ه رو چی؟ اون دامن نقره ایه رو که انتظار ندارین با لباس گل منگلی قرمز بپوشم؟؟
خوب اینا همش کلی کار داه هنوز! درک نمی کنی چرا؟؟؟ صدبار گفتم این قسمت درکت رو برو عمل کن گوش نکردی!![]()
پ.ن: پول هامو خوردم هِی هِی!!
پ.پ.ن: کاملا منتظرم که همون آدم باحاله بیاد کامنت بذاره "خیلی حال می کنی با سلیقه ت ها! نه بی سلیقه؟؟" بدجوری منتظرم ها!!![]()
خرسا شاید گاهی پنجول بزنن! اما معمولا دلای مهربونی دارن :)