سیصد و هفتاد و سومین کوزه عسل
آیا با خانواده خود مشکل دارید؟![]()
آیا می خواهید سر به تن برادرتان نباشد؟![]()
آیا در فکر تادیب همسرتان هستید؟![]()
آیا از دست مادر زن خود به ستوه آمده اید؟![]()
آیا زورتان به دوست پسر قلچماقتان نمی رسد؟![]()
آیا دنبال فرصتی برای گوشمالی دادن به همکار زیر آب زنتان می گردید؟![]()
آیا در فکر سر به نیست کردن رئیستان هستید؟![]()
آیا می خواهید خرده حساب های شخصیتان را با افراد زیادی صاف کنید؟![]()
و یا اصلا آیا می خواهید خودکشی کنید؟؟؟![]()
پس منتظر چی هستین؟؟ زل زدین به من که چی بشه؟! پاشین جمع کنین با هم بریم توچال!!! قول می دم همه چیز انقـــــــــــــــــدر طبیعی و اتفاقی به نظر بیاد که هیچکس نفهمه مقاصدی پشت این کار نهفته بوده!!!
تنها به خاطر داشته باشید هرکسی را در این کره خاکی که به شما بد کرده و از او کینه به دل دارید به همراه خود بیاورید!!!
ابتدا در کمال اعتماد به نفس ماشین را برداشته و به سمت توچال - که دقیقا هم نمی دونین کجای تهرونه! و فقط می دونین باید برین تا ولنجک!! - برانید!
برایتان مهم نباشد که ۲ هفته بیشتر نیست که جرئت کرده اید تنهایی رانندگی کنید!
بعد پس از رد کردن چهار راه ولنجک و دنبال کردن تابلوی توچال به میدانی برسید و گم و گور شوید! به این طریق می توانید ۲۰ دقیقه ای در خیابانهای سربالایی و تنگ و تار آنطرف ها ٬ با آدرس های اشتباهی که از افراد دریافت می کنید هی دنده عقب برید و دورهای یک فرمانه٬ دو فرمانه٬ و ۱۲۰ فرمانه بزنید! یادتان باشد قرارتان با بقیه افراد ساعت ۱۰:۳۰ باشد و شما ۱۰:۵۰ برسید! ماشین را در پایین ترین نقطه پارکینگ پارک کرده و همچون یک بز سربالایی کوه را در آفتاب بالا بروید تا به ایشان و ایشان برسید! یادتان باشد حسابی بسوزید!
بقیه اش چندان مهم نیست! چون می رسید به ۱۰ نفر دیگر که شونصد ساعت است منتظر شما هستند!
حالا همگی با هم غش غش کنان و قل قل خوران وارد رختکن شوید. نفری ۸۰۰۰ تومان سلفیده ٬ثبت نام کرده و لباس های جنگ را تحویل بگیرید!(+) کلی مصبیت کشیده و لباس ها را بپوشید! حواستان باشد رقیبتان یک جای لباس پوشیدنش بلنگد! بعد نیم ساعتی به حرف های خسته کننده راهنما گوش کنید و ۱۳۲۴۲۳ بار بشنوید که سرعت گلوله ها ۱۲۰ پاست و اگر کلاهتان را بردارید چشمتان ور می قلمبد بیرون!!
در اینجا باید دوگروه بشوید! یادتان باشد دشمنتان حتما در گروه مقابل بیوفتد! کاورها را پوشیده و وارد زمین اصلی شوید! حالا وقت خوبی برای انتقام است! می توانید در کمال آرامش قبل از آنکه داور دستور حمله را بدهد دشمن را ببندی به آتش! بعد هم بگویی خوب آماتورم دیگه!
اگر هم دیدی هوا پس است و نمی شود اینجوری حساب کسی را رسید دستور حمله که آمد می دوی پشت یک سنگر و همه ۵۰ تا تیرت را خالی می کنی روی سر فرد مورد نظر! اگر حتی یک تیر هم به بازویش بخورد کافیست به خدا! باور نمی فرمایید بیایید جای کبودی بر روی گوش٬ پشت کتف ٬ ساق پا و دو تا ران های من را مشاهده کنید!
بقیه اش دیگر بستگی دارد به عرضه/عرزه/عرذه/ارضه/ارزه/ارذه ی شما! که چقدر بتوانید لت و پار کنید و لت و پار نشوید! می توانید بعضی ها را از پشت غافلگیر کرده و بازویشان را بترکانید!
خلاصه رحم نکنید! اینجا بهترین مکان برای تصفیه حساب است...زمین پینت بال توچال!! (+)
البته این را هم اضافه کنم که بعد از تمام تصفیه حساب ها می توانید خیلی راحت و در کمال پررویی خود را به خانه همان بعضی ها مهمان کرده وناهار را دست جمعی بخورید و به روی خودتان هم نیاورید که با هم چه کرده اید!!![]()
پ.ن: بهترین اتفاق این روزهام بود! با اینکه هوا گرم بود در حد تیم های ملی! و لباس ها کلفت و حرکات ما سنگین ووحشیانه! اما عالی بود! به هرکسی که اینجا رو می خونه توصیه شدید و اکید می کنم که حتما حتما بره و پینت بال رو تجربه کنه! حتی شده واسه یه بار در عمرتون! انگار هر توپی که آدم می زنه یه موج منفی خیلی بزرگه که از خودش دور می کنه! ماهه!
بی ربطانه: خیلی خوبه وقتی احساس می کنی بعد یه فاصله زمانی طولانی که هیشکی نبوده حرف دلت رو بهش بزنی٬ یکی پیدا بشه که با همه سکوتش٬ با همه اشتیاقش و با همه همدردی ش به نقل درد کهنه ت گوش بده و بدونی که توی دلش بهت نمی خنده! بدونی تو رو می فهمه و ناراحتیت رو درک می کنه...نمی دونم چه جوری می شه از همچین ادمی تشکر کرد...
خرسا شاید گاهی پنجول بزنن! اما معمولا دلای مهربونی دارن :)