اصلا قبل از اینکه هیچ کاری بکنم و هیچ حرفی بزنم این عکس لباس عروسم رو بذارم واسه نرگس که هم منو کشت هم من خودم از خجالت همچون شمعی به محفل آب شدم!! (اوه مای گاد!)
این از رو: ×××
این از پشت!!!: ×××

آخیش! دیگه از خطر  جانی رهایی یافتم!!(چیه؟ خوب آیکون اون یاروو رو که عر قشو از رو پپیشونیش پاک می کنه و می گه آخیش رو پیدا نکردم! اینو گذاشتم! حالا اینهمه چپ چپ نگاه کردن داره؟)

خـــــــــــوب! حالا می رسیم سر اصل موضوع که همانا آپدیت کردن من از کامپیوتر خودمونه!!خیلی حس جالبناکیه که در آن واحد هم به تلویزون زل بزنی هم کامپیوتر!!احساس می کنم ۳ تا چشم دارم! خیلیا گفتن ممکنه به چشمتون آسیب برسونه. اینجا فعلا آزمایشگاهه! فعلا به حالت موقت کامپیوتر رو به تی وی وصل کردیم تا بعد اگه دیدیم داریم اذیت می شیم بازش کنیم. تا اینجاش که خیلی خوب بوده. ما که ازش راضی ایم. ایشالا خدا هم ازش راضی باشه!

اینو می بینین؟؟@@@ این دقیقا حالتیه  که به ما چارتا (اینکلودینگ آقای همسر ِ خررس صورتی که پشت دوربین تشریف دارن) در یک نصفه شب سرد ِ استخون بترکون ِ بهمن ماهی دست می ده وقتی فلاسک چایی مون رو برمی داریم و می ریم که تو پارک قیطریه بدمینتون بازی کنیم!! نشون به اون نشون که خودمون رو چپوندیم توی یکی از این تاپ های بچه ها که دونفر اینور می شینن دو نفر روبروشون! حالا فکر کنین دقیقا ما با این جثه/جسه/جصه هامون چجوری خودمون رو جا دادیم!!کلی هم با هیجان تاپ می خوردیم و ذوق می کردیم!!  آخرشم نیس خییلی هلاک کرده بودیم خودمونو(!) هیی کالری سوزونده بودیم رفتیم آیس پک خوردیم در  کمال پررویی!جداً که ما ۴تا میایم به هم!!

اینوو می بینین؟؟ ### این دقیقا شاهدیه بر میزان خریت و جوگیری بنده! (آیکون یک خرس با کله خر!!) تا من باشم قبول نکنم در عرض ۳ ساعت ۱۲ تا نقاشی دختر و پسر بکشم و با آژانس بفرستم دم در منزل شاگردم!! بگذریم که من چرا اصلا اینکارو قبول کردم! دلیل داشتم. اما فکر کنم تا یه سال دست به پاستل روغنی هام نزنم!!

آدما معمولن برای اونایی که خیلی براشون عزیزن رینگ تون جدا می ذارن تو گوشی شون. که از هیجان شنیدن اون صدا بخوابن رو گوشی! همسری جان هم برای من رینگ تون مخصوص گذاشتن!! آهنگ سریال پوارو!!!

خوب دیگه بسه! خوابم گرفته! آخه از وقتی عروسی کردم سیستم خوابم شده اسلامی! صبحا که واسه نماز بلند می شم دیگه نمی خوابم. یعنی حتی بعد از رفتن همسری. اونوقت نزدیک ساعت ۱۰ و ۱۱ که می شه بنده با چشمای بسته و خمار راه می رم! بعد یوهو به خودم میام و می بینم که توی رختخوابم! و دقیقا وقتی خوبم می ره سیل تلفن ها شروع می شه!!بگذریم. خواستم بگم اونایی که دنبال دستور آشپزی های خوب و کاربردی ان یه سر به تنبل خونه شاه عباسی بزنن. من تا حالا چندبار ازش دزدی کردم! یه لینک هم هست تو لینکای روزانه م که نوشته آشپزی ایرانی. بدک نیست. می شه یه چیزایی از توش درآورد.

همین دیگه.
زت زیاد!!