تو زندگي مثل زود پز باش که وقتی جوش مياره در کمال آرامش سوت مي زنه!

 ¤قربون اینهمه هوش! قربون اینهمه دقت! قربون اینهمه خلاقیت! قربون اینهمه طبع شوخ!! آفرین دوستان! هر دوتا عکس مال اتاق خودم بود! اتاقمم مثل خودم دچار دوگانگی شخصیت شده! یه وقتا دور و ورش پر عروسکه یه وقتا روش ادکلن Starwalker ه!!! یه وقتا تابلوه اتاق یه دختره یه وقتا جیغ می زنه یه اتاق پسرونه س! ماشالا! به تخته زدن یادتون نره!!

¤دیشب آقای همسر با یه گلدون گنده گل پامچال از در خونه مون اومد تو! جان قهوه ای ببین چه خوچگلن: (+) (+) حالا من از ذوقم نمی دونستم چیکار کنم! جیغ زدم: مامان خرســــــــــــــــــــــــه! بیا ببین همسری برام چی گرفتــــــــــــــــــــه!!   مامان خرسه با کفگیر از آشپزخونه اومده بیرون یه نگاه به گلدونه می ندازه٬ یه نگاه به من که دارم از ذوق می میرم٬ یه نگاه هم به آقای همسر. یوهو گفت: انقدر این دختره رو لوسش نکنین بابا!!
یکی اون تفنگ دو لول منو بیارهههههههههه!!!
امروز اومدم به آبجی خرسه بگم پامچال هامو دیدی؟ هول شدم از شدت ذوق مردگی گفتم: کوکب هامو دیدی؟! آبجی خرسه یه خوره نگام کرد بعد گفت: خنگه! او کوکب نیست که! بنفشه افریقاییه!!

¤باز این رگ تهران شناسی من قلمبه شد!! این نقشه رو نگاه کنین: (+)

اون دایره سرمه ایه میدون بهارستانه! اون سبزه که وسطه شهداس٬ بالاییه که بنفشه امام حسینه٬ پایینیه که نارنجیه خراسونه٬ اون ته هم پیروزیه! حالا این یعنی چی؟ یعنی تو اگه از بهارستان یه تاکسی سوار بشی که ببردت سمت شهدا بعد از شهدا ۳ تا مسیر بیشتر نمی تونه بره! یا امام حسین٬ یا خراسون٬ یا پیروزی! امروز من و مامان خرسه سوار یکی از همین تاکسی ها بودیم و داشتیم می رفتیم سمت شهدا. جلو و کنار ما دو تا صندلی خالی بود. بعد هی این آقاهه بوق می زد واسه مسافرا ولی هیشکی و سوار نمی کرد! هرکی هر مسیری رو می گفت این می گفت نه! یه ذره که گذشت مامان خرسه گفت: اگه گفتی این آقاهه بعدش کجا می ره؟!
من: کجا؟
مامان خرسه: امام حسین! چون هرجا دیگه رو گفتن سوار نکرد.
من: پس اون پسر گیسو قشنگه چوب بود کنار خیابون پر پر می زد می گفت امام حسین؟!
مامان خرسه:
چند دقیقه بعد...
مامان خرسه: فهمیدم آقاهه بعدش کجا می ره!
من: کجا؟
مامان خرسه: هیج جا نمی ره!

¤یه چیزی تو خونه ما خیلی حضورش سرنوشت سازه! یعنی کلا نقش خیلی پر رنگی داره! اصلا نباشه ها٬ اتحاد خانوادگی مون از هم می پاشه! اونم سطل اشغاله!! چیه؟! خوب هر خانواده ای به یه چیز اهمیت می ده! خوبه من به شماها بخندم که به تحصیلات اهمیت می دین؟!
خلاصه خونه ما سیستم مکانیزه حمل زباله داره! چه کنیم. خرسیم دیگه! جهت اشتباه نگرفتن منزل با باغ وحش و جنگل توی هر نقطه ای از خونه که تصورش رو بکنین یه سطل تعبیه شده! تو اتاق من٬ تو اتاق مامان خرسه٬ تو اتاق مهمون که چرخ خیاطی اونجاست و این روزها همیشه منفجره از دست من!٬ روی کابینت آشپزخونه٬ توی کابینت آشپزخونه٬ توی دستشویی٬ توی حموم٬ پشت در ورودی راهروی حموم و دستشویی٬ توی حیاط خلوت٬ توی حیاط٬ توی مهمون خونه٬ و خوب یه چندتایی هم توی زیرزمین پیدا می شه که لازم نیست بشمرمشون! پریروزی ها به مامان خرسه می گم : بابا چرا یه سطل واسه این خونه نمی خری؟! پس آدم تو هال که می شینه آشغال هاشو کجا بریزه؟!

¤ کسی کامپیوتر نو ی دست اول صفر کیلومتر نمی خواد؟ مال یه خانوم دکتر بوده صبح به صبح باهاش می رفته شهرستان یه یه آب و هوایی عوض می کرده برمی گشته! نبود؟! حیفه ها!! نقص نداره این کامی! نگاه نکن به اینکه یوهو می ره تو کما جز نشون گر موست هیچی دیگه تو صفحه تکون نمی خوره! نگاه نکن به اینکه وقتی وصل می شی به اینترنت دیگه نمی تونی دیسکانکت کنی! نگاه نکن به اینکه وقتی شات دانش می کنی تا ابدالدهر اون صفحه آبیه رو مانیتورت هست و تا از پریز نکشی ش خاموش نمی شه! نگاه نکن به اینکه یوهو آلرژی پیدا می کنه به موست از کار می افته! نگاه نکن به اینکه خود ویندوز وقتی می خواد بیاد بالا دقیقا ۱۰ دقیقه طول می کشه! نگاه نکن به اینکه سی دی رامش سی دی نمی خونه! نگاه نکن به اینکه ویروس گرفته هرجا رو که باز کنی یه new folder می بینی! اصلا به هیچکدوم اینا نگاه نکن! فقط به این دقت کن که خرس قهوه ای دیگه مو به سرش نداره از دست این کامی! ما را از آپ کردن با این کامی دیوانه معاف گردانید لطفا!!