صد و نود و یکمین کوزه عسل(مریمی)
پ.ن: مرمر نکشی من رو! غلط کردم!
===========================
خرس قهوه ای صحبت می کنه:
این نوشته بالا که می بینین متعلق به همون بزمجه ایه که لینکشو گنده نوشته "من"!!
آخه آی کیو جون من! کی تو این بلاگ می دونه اسم من مرمر ه که همه رو گیج کردی هان؟؟ آقا شاید من اصلاْ دلم نمی خواست هویتم فاش بشه!!
بزنم تو سرت؟
اومدم کامنتام و تایید کنم می بینم کامنتا چقدر بی ربطن! گفتم واااااااااااااااااااااااااای!! این دختره شوت زده تو وبلاگ من جای وبلاگ خودش آپ کرده!!
خیلی خلی! سکته م دادی دیوونه!! اصلاْ واسه همین خل بازیاته که دوست دارم دیگه!!
===========================
چند وقت بود خواب صبح حالی داده بودا!
همه کلاسام بعدالظهر بود صبحا از باغ پنبه در نمیومدم. امروز مردددددددددم تا پاشدم!!
به تمام معنا! کلاْ سرعت من در انجام کارها و فعالیت ها و حتی راه رفتن رکورد لاکپشت رو هم شیکسته!! (بارون گرفت!
) چه برسه به اینکه صبح هم باشه که موتور آدم کلی کار داره تا راه بیوفته! با این اوصاف من جای ۹ ٬ ۹:۱۵ رسیدم دانشگاه. با چشای بسته و خمیازه کشون در و باز کردم رفتم تو٬ یوهو یه صدای جیغ لطیف خواب از سرم پروند!!
Teacher: Hiiiiiiiiiiiiii! U'r awfully late!!
Me: ![]()
یه دختر ۲۷-۲۸ ساله باربی(جدی می گم! به چشم خواهری خیلی رو فرم بود!
) با یه مانتوی یه وجبی٬ از این سارافونیا٬ با شلوار جین و کفش مشکی پاشنه بلند و مقنعه ای که almost از سرش افتاده بوده! از همون "های" گفتنش تابلو بود از این وورووجکاس که یه جا بند نمی شه!!
یکم که به حالت عادی برگشتم دیدم همه بچه ها این شکلی:
٬ پسرامون این شکلی:
!! حیا ندارن این عناصر ذکور!!
(بذار ببینم تیچرمون گفت هیز چی می شه؟!
... آهان: womanizer!!)
۴۵ دقیقه اول بچه ها همه تو شوک بودن از حرکات این دختره! ۴۵ دقیقه دوم از خنده کف کلاس ولو بودن!!
یه صحنه رو داد به بچه ها گفت هرچی سوال دارین بپرسین از من! همه هی همدیگه رو نگاه کردن. آخر سر آقای دیکشنری گفت شما خارج بودین؟! فهمیدیم که بله! خانوم نیتیو ه اصلاْ. (خداییش لهجه ش ماهه!) دیگه هی آقای دیکشنری تعریییییییف که آره ما تا حالا استاد نداشتیم با این لهجه و مرحبا و آفرین و براوو و غش و ضعف و اینا!!
بعد دوباره سکوت شد...
Mr Dictionary: How old r u?![]()
Teacher: I'm 29!
Mr Dictionary: R u married?![]()
Teacher: No! I'm single.
Mohsen: Do u have a bf?
Teacher:
Whatttttt??
Me: It seems that HE wants to be ur bf!!
آقا بحثی راه افتاد اون وسط درباره تقلب و خیانت و این حرفا که همه پته خودشون و ریختن رو آب!
یه چیزایی می شنیدی از بعضیا قیافه ت عین فولکس می شد! مردم چه راحت درباره خیانت هاشون حرف می زنن!!
یعنی کاملاْ جزو افتخاراتشون به حساب میاد!!
خیلی خوش گذشت٬ خیلــــــــــــــــــــــــــــــــــــی! تیچر به این می گن!
![]()
خرسا شاید گاهی پنجول بزنن! اما معمولا دلای مهربونی دارن :)