یه تحقیقی از یه بابایی رسید به دست من واسه تایپ. مال یه پسر دبیرستانی بود که اینطور که خودش گفته بود سال دوم برق بود. جای همــــــــــــه خالی از بس که تایپ کردم و خندیدم!!من فقط این خاطره شو براتون می ذارم بخونین:

سوال: در محله یا منطقه خویش با رجوع به روزنامه ها یک نوع کسب و کار خانگی را شناسایی کرده، درباره نحوه شروع، چگونگی فعالیت و دلایل موفقیتش گزارش تهیه کنید و در کلاس بخوانید.

در محله خودمان چنین مسئله ای را سراغ نداشتم، ولی در محله مادربزرگم در همسایگی آنها شخصی است که تبعه ایرانی دارد. نام این شخص آقا سعید بوده است. سعید آقا هم آشپز است و هم فروشنده بود. من روزی با این شخص صحبت می کردم که در لا به لای حرف هایش فهمیدم که 18 سال است در ایران زندگی می کنند و تا چند سال پیش بیکار بوده و منبع درآمدی نداشته اما به فکر راه اندازی یک کسب و کار برای خود می افتد و این شغلی را که در ادامه تحقیق می خوانید برگزیده است و در کارش موفق بوده است. آقا سعید بعد از ظهر به بازار رفته و برای آشپزی در منزل مواد غذایی می خرد. همسر آقا سعید صبح زود آشپزی را شروع می کند و تا ساعت 9 صبح غذاهایی را که سعید آقا باید برای فروش ببرد آماده و در ظروف یکبار مصرف می کشد و آقا سعید غذاها را به بازار برده می فروشد. حالا بعد از پنج سال در بازار همه دیگر آقا سعید را شناخته و مشتری دائم او شده اند. علت های موفقیت او:
1- کیفیت غذاها
2- مناسب بودن قیمت ها
3- بهداشتی بودن غذاها
می باشد.

نتیجه: آقایون محترمی که دنبال کار و درآمد هستین! هرچه سریعتر برین ازدواج کنین که خانومتون از صبح تا شب تو آشپزخونه خودشو با آشپزی خفه کنه و از کت و کول بیوفته و واریس و راشیتیسم (به قول گیلاسی این مدلی ((  بشن پاهاش!) بگیره و دستاش زیر شیر آب و بالای روغن داغ دود شه بره هوا و بعد شما با خیال راحت همه جا جار بزنین که ابتکار کردین و شغل خیلی شرافتمندانه و خوبی دارین!! وای که چقدرم زحمت می کشین اونوقت! ولی ارزشش و داره ها!درآمدش به خستگـــــــــــــــــــــــــــی مفرطش می ارزه!! خدا قوت پهلوون!!

یه تیکه دیگشم بگم بخندیم یکم! رفته با سیم پیچ محلشون مصاحبه کرده واسه تحقیقش! یعنی آدم باحالتر از این بشر نمی تونسته پیدا کنه!! به قول خودش: حالا به مصاحبه ای که با ایشان ترتیب داده ام گوش فرا دهید!!!

سوال: آیا دوست داشتید که در یک سازمان دولتی استخدام شوید؟
- خیر. چونکه یکی از اقواممان که از من بزرگتر بود و در همین رشته که من تحصیل کرده بودم قبلاً تحصیل کرده بود و در یک سازمان دولتی به استخدام در آمده بود ولی درآمد زیادی نداشت و به همین خاطر به این امر علاقمند نشدم. ولی پشیمان هستم چونکه از مزایا و تورم آینده خبر نداشتم.

خوب؟ حالا می خوام هوشتون و بسنجم!! سوال: آین آقا آخر سر دلش می خواهد در سازمان دولتی استخدام شود یا نه؟! نامه هاتون رو به آدرس تهران٬ صندوق پستی ۱۹۰۲۳٬ گروه خردسال فرستاده و یا به شماره حساب ۳۴۳۴ بانک ملی ایران شعبه اسکان واریز کنین!

پ.ن: می خواستم بگیرم ماچت کنم انقدر که قشنگ حرف دل منو زدی:
"هم من، هم تو، هم همه‌ي اونايي که بيشتر پست‌هاي بلاگ‌شون پر اسمايلي‌هاي مسخره و شوخي و خنده‌س، مي‌دونن اينا همه‌ش ماسک‌ه... ولي شايد خوب‌ه آدم گاهي بي‌درد و بي‌خيال و تريپ‌هاي اين مدلي به نظر برسه تا يه آدم جدي که فلان مسائل براش اهميت خاصي دارن. من همين که بدونم ۴ نفر از خوندن بلاگ‌م حال خوبي پيدا مي‌کنن، برام کافي‌ه."

بعداْ نوشت: دیشب سینما ۱ کی دید فیلمشو؟! All the King's Men بود. اولش واسه دوتا بازیگر خوبش Sean Penn و Jude Law قلقلک شدم که ببینمش. بعد یوهو وسط فیلم سر و کله Kate Winslet پیدا شد!! من اینجوری: بعدترش یوهو Mark Ruffalo !!دیگه یکی باید منو جمع می کرد! ولی آخرش به این نتیجه رسیدم که خیلی بده دوتا از بازیگرای جوون مرد محبوبت با هم توی یه فیلم بازی کنن! (Mark Ruffalo و Jude Law) چون نمی دونی دقیقاْ قربون صدقه کدومشون بری!!