صد و هفتاد و هفتمین کوزه عسل
طی یک سری عملیات انتحاری ریختم سر کمدم و پوشه موشه هام و ریختم بیرون که مدارک دانشگاهم و پیدا کنم.
نشون به اون نشون که همه کار کردم جز پیدا کردن مدارک!!
الآن نشستم وسط یه عــــــــــالمه کارت تبریک و نامه و یادگاری و از اینجور چیزا.
کلاْ من خرس چیز نگه داری هستم.(بخوانید آشغال جمع کن!
) چقدر من عزیز بودم و نمی دونستما!
شونصد هزارتا کارت تبریک دارم! چه واسه تولد چه واسه نوروز. حالا اینا هیچی٬ نوشته های توشون خوشگلن!
چندتا نمونه:
خرس کوچیکه: "تقدیم به مرمر عزیزم:
مرمر خانم این کارت را برایت خریدم تا دوباره یادآوری کنم که خودکار بنفشت تمام شد!
هورا٬...."
آخه توی مدرسه من جزو معدود کسایی بودم که خودکار بنفش داشت. این خرس کوچیکه هم عاشق این خودکار من بود! امنیت جانی نداشتم که از دستش!!![]()
شیوا:" تقدیم به خودم:
مگه نه؟ من و تو یکی هستیم دیگه مگه نه؟"
الحمدالله که همیشه ی خدا یکی تو زندگی من بوده با من یکی باشه!
(خداییش هیشکی خرس کوچیکه نشد و نمی شه!
)
یه کارت تولد هست از یکی از دوستای پرچونه م! نامه نوشته توی کارت٬ سه وجب٬ بعد آخرش نوشته: "مریم انشام خوب نیست٬ببخشید!"![]()
این وسط دوتا هنرنمایی از شوهر خواهر گرام پیدا کردم که غش کردم از خنده!
یکیش کادوی تولد سه سال پیشم بود که دوتا کارت اینترنت ۱۰ ساعته گذاشته بود تو پاکت با این نامه:
" تقدیم به خواهر گرامی٬ مریم خانم:
وجیزه ناقابلی به عنوان کادوی تولد٬ جهت امور فرهنگی و خلافکاری های لازم خدمتتان تقدیم می گردد!
انفجار مادرتان مبارک!"
یکی دیگه شم جلد کتاب زیست سال دوم دبیرستانم بود که ورداشته بود توش نوشته بود:
"دخترم سلام
خسته نباشی! بی خود درس نخوان٬ بی فایده است...از من می شنوی برو دنبال پول! در درس که استعداد نداری شاید در تحصیل مادیات لااقل موفق باشی. اگر نصف زمانی که می خوابی درس می خواندی الآن برای خود انیشتینی بودی...اگر می بینی اتلاف وقت است و بیشتر نیازمند خواب زمستانی هستی تحصیل را رها کن!"![]()
بنده خدا اونموقع نمی دونست من یه پا خرسم!!![]()
حالا این وسط یه چیز خیلی جالبتری پیدا کردم! سال ۸۱ یه کاغذ سفید گنده زدم به دیوار اتاقم٬ روشم بزززززززززرگ نوشتم: "توجه! لازمه ورود شما به این اتاق نوشتن حداقل یک خط یادگاری است. با تشکر" حالا هرکی اومده یه خط نوشته رفته! از صبح تا حالا دارم می خندم به این نوشته ها.
بازم نمونه:
خرس کوچیکه: سلام. من همون خوشگلم! همون که از فرط عاشقی برای من داری تلف می شی! امیدوارم در سایه من همیشه نوکرم باشی...!
مامان خرسه: ءاَدخُلُ یا مریم؟![]()
دختر عمه: (عکس منو کشیده کنار دانشگاه تهران) به دانشگاه خواهم رفت هورا هورا! رشته ارزن پاک کنی قبول خواهم شد!
آبجی خرسه: کشتی منو بس که گفتی بنویس! آخه من بچه دارم٬ وقت ندارم! باید ... مبارک بچه را بشورم تا همه خفه نشده اند!
کلاْ متوجهی که چقـــــــــــدر همه مهربون و با لطافت برام نوشتن!
البته اون کاغذه پره از نوشته. من فقط خوباشو گلچین کردم!
گفتم چشم می خورم انقدر منو تحویل گرفتن!
ولی کارم خیلی باحال بوده ها!!![]()
![]()
خرسا شاید گاهی پنجول بزنن! اما معمولا دلای مهربونی دارن :)