صد و سی و هشتمین کوزه عسل
از اونجایی که من خرس قهوه ای خیلـــــــــــی مرهبونی هستم و اصلا اصلا اصلا دوست ندارم که به کسی نه بگم (اینو جدی می گم!) هم دیروز رفتم از طرف آبجی خرسه برای شوهرش کادوی تولد خریدم و هم امروز باهاش رفتم تا گل فروشی مورد علاقه م و توی انتخاب گل کمکش کردم!
اگه یه جا باشه توی تهران که من هم عاشق گل هاش باشم هم سلیقه فروشنده ش توی پیچیدنشون هم قیمت هاش که واقعا منصفانه تر از بقیه جاهان٬ گل فروشی ایه که اوایل خیابون پنجم نیرو هواییه! نشده حتی یه بار از اونجا گل بخرم و راضی نباشم.
گل یکی از اون چیزایی که واسه خر کردن من یکی واقعا جواب می ده!
اونم اگه رز باشه و البته از نوع خیلی تپلش!
نمی دونم قبول داری یا نه. اما تاثیری که گل می تونه بذاره تقریبا هیچ هدیه ای نمی تونه. مخصوصا اگه به قول آبجی خرسه گل بی مناسبت باشه. من خیلی گل نگرفتم تا به این سنم. اما هرچی هم که گرفتم خشکشون کردم و نگهشون داشتم. از همه شونم بیشتر رزی رو دوس دارم که ۳ سال پیش خرس کوچیکه روز تولدم برام آورد! خیلی چسبید.
هنوز نتونستم گلدونی رو که دوست دارم پیدا کنم! وگرنه همیشه تو اتاقم پر گل بود!!
(البته قاطی یه عالمه کتاب و دفتر و جزوه و کاغذ خوراکی ها و سی دی ها و یه عالمه آشغال پاشغال دیگه!!
)
پ.ن: پست قبلیم انگار برای یه سری از تیزهوشان عزیز مشکل ساز شده بوده!! عزیزم!! تمام افعال اون پست افعال معکوسن!!
![]()
خرسا شاید گاهی پنجول بزنن! اما معمولا دلای مهربونی دارن :)