فرهنگ این تهرانی ها واقعا که توی مترو ساخته و پرداخته می شه!! به قول شاعر (مصدق) : "خوب یا بد٬ تو مرا ساخته ای٬ تو مرا صیقلی کرده و ٬ پرداخته ای!!" الحمدلله که همه رو هم وحشی و فرصت طلب بار می یاره! ولی واقعا رفتار امروز اون دختره از همه چیزایی که دیده بودم عجیب تر بود و بیشتر برق از سرم پروند!!نشسته بودم سرجام روی صندلی ای که توی یه رقابت شدید به زحمت و مکافات به دستش آورده بودم و هنوز دوتا ایستگاه مونده بود تا مقصد. همینجوری داشتم دور و ورم و نگاه می کردم و تو افکار خودم غلت می خوردم که یوهو یه دختره گفت: " ببخشید؟ شما کدوم ایستگاه پیاده می شین؟" یه خورده نیگاش کردم و با خودم گفتم شاید طفلک می خواد مسیر و بپرسه! گفتم:" ایستگاه..." دختره هم نه گذاشت نه برداشت گفت:" من می خوام بشینم جاتون!" یه خورده نیگاش کردم که بفهمم درست شنیدم یا نه! دیدم بر و بر زل زده بهم!! منم دیدم سنگین ترم خودم بلند شم جامو بهش تعارف کنم!! همه ی دور و وری های من با چشای گشاد دختره رو نگاه می کردن که تازه داشت دوستشم دعوت می کرد بره پهلوش بشینه!! خودم و با غل و زنجیر بسته بودم که نرم بکشمش! چقـــــــــــــــــــــــــدر بعضیا پر رو ان آخه!!!

پ.ن۱: ساختمان کوزه ای !!

پ.ن۲: وقتی خبرش رو خوندم که رسول ملاقلی پور فوت کرده خیلی جا خوردم و بیشتر از اون جا خوردن متاثر شدم. فکر کنم هیچ کس فیلم " میم مثل مادر" ش رو هیچوقت فراموش نکنه. خدا رحمتش کنه...

پ.ن۳: کاش به خاطر خوب بودن درسم یا مثلا اینکه امروز امتحان به اون سختی رو ۲۰ شدم باهام مهربون می شدی استاد. نه به خاطر دلسوزی و ترحم واسه حرفی که بهت زدم!...