|
آدم خودش نمی فهمه کجای این دنیا وایساده! خود آدم حالیش نیست گردش زمونه داره براش چی پیش میاره! کوره! نمی بینه فاصله خیر و شر از تار مو هم نازک تره! خود همین خدا تا حالا هزاربار بهم ثابت کرده واسم بد نمی خواد! که اگه اتفاقی می یوفته خوب یا بد پشتش حتما یه چیزی هست! حکایت داستان گنجیشکه و خداس! اینکه طوفان می شه و لونه گنجیشکه خراب می شه بعد گنجیشکه می شینه به شکوه و زاری که من مگه کجای این دنیات رو تنگ کرده بودم که چشم دیدن لونه کوچیک منم نداشتی؟! خدا هم بهش می گه یه مار تو راه لونه اون بوده و اگه گنجیشکه توی لونه ش راحت می شسته ماره میومده و یه لقمه چپش می کرده! گاهی یه اتفاقایی می یوفتن تو زندگی آدم که توی اون لحظه مغز آدم قفل می کنه! آدم فقط هی از خودش می پرسه: چرا؟! بعد اگه یادش بره که یکی هست اون بالا که همه چیز رو رو قاعده و قانون داره می چینه٬ قاطی می کنه و بهم می ریزه و دست و پا می زنه و همه چیز رو خراب تر می کنه! پ.ن: باید دوباره کوک زندگی رو تنظیم کنم! برگردم به مطالعاتم٬ کارای نیمه تموم رو به سرانجام برسونم٬ یه سر برم دانشگاهم٬ کلاس هام رو جدی تر بگیرم٬ روابطم رو تقویت کنم٬ و مهمتر از همه رو آدمیتم کار کنم!
|
Homeچاردیواری :بلاگفا طعم سیب پچ پچ هزارساله Maryam,Me & Myself گيلاس خانومي هستم حرفهايي از روي سادگي زويي کاربد سازدهني من و خودم دلنبشته ها گيلاس نوشته هاي يک ديوونه راه نو آب معدني دستنوشته های یک دختر یک جمع دوستانه حرف های تنهایی شادی همین نزدیکی هاست گنجینه خاطرات کلبه تنهایی روزهای من روزمرگی های من مهتاب خانوم زندگی یعنی همین دو فنجان مکث زهرا روهام باران تابستانی زندگی ما زمین شناس کوچولو خونه ی ما خودگشودگی از مشهد تا بریزبن زیپ و زیگزاگ سپیده دل خوش سیری چند پیرهن پری دختری رفته بر باد مسافر Night Marish لبخند پنبه ای درونیات بانمک مثل گوجه سبز دست های ناآشنا سنجاق قفلی زیر نور ماه گیل بانو ثانیه های من خاطرات من و تو و او تو نیستی که ببینی حباب گامبو گشت مثلا ارشاد جیغ نگاهی دست و پا شکسته تنبل خونه شاه عباسی گندمزار LinkDump
|